*پدرم روزت مبارک*
تا به حال بهش نگفتم : دوستت دارم ، ولی ... با یک سرفه شبانه او ... تا صبح نخوابیده ام ... با یک وصیتش، تا مدتی حال و روزم را دگرگون میکند.... با یک جراحت یا کسالت ، دنیا بر سرم آوار می شود.... از گوشه چشمانش و از یک نگاه پر نفوذش ، منظور و مقصودش را تیز میگیرم... حرفهایش را نگفته می دانم. و خوب میدانم چه میخواهد بگوید... وقتی به این فکر میکنم که هر کس برای اولین بار به بیت الله الحرام نظر افکند، حاجتش برآورده می شود ، اولین فکری که بعنوان خواسته ام از ذهنم می گذرد اینست : نباشم روزی که .... پدرم نباشد ... راستش هیچوقت نتوانسته ام حتی گوشه ای اخلاقیاتش را در زندگی به کار گیرم ... ...
نویسنده :
فرشته
16:19





